مالباختگان شرکت ورمی کمپوست سایه گستران زندگی ایرانیان (امیر شریفی)

تحلیل اوضاع و راه برون رفت از بحران

مطلب ارسالی توسط دوست عزیزی به نام آقا داود (با تشکر از ایشان):

"کودپاشی گل های فضای سبز زنجان آغاز شد"  این خبری است که سایت شرکت بحران زده و ورشکسته ی سایه گستران زندگی  ایرانیان به نقل از ایرنا آن را منتشر کرده است. خبری که در آن به نقل از مدیر عامل پارکها و فضای سبز زنجان به  " خرید 20 هزار کیلوگرم کود ورمی کمپوست برای فضای سبز زنجان " اشاره شده است.  حتماً این سایت با نشر این خبر به دنبال فرهنگ سازی برای استفاده از کود آلی است و می خواهد اعلام کند که تولید کود آلی پسندیده است و ترویج و تبلیغ استفاده از آن پسندیده تر! اما آیا برای این کار دیر نیست؟


شرکتی که صدها میلیارد تومان جذب سرمایه داشته، چند مدیر فروش متخصص داشته، چند نفر مدیر تبلیغات کارکشته استخدام کرده است... این ها فقط عنوان نیست که به هریک از اعضای خانواده یکی را خیرات کنیم و سرمایه مردم را به بازی بگیریم،  تخصص و تجربه میخواهد. چه بسا اگر یک مدیر توانمند تبلیغاتی زودتر به این نتیجه می­رسید که برای تبلیغ و ترویج استفاده از ورمی کمپوست به هر کدام شهرداری های مراکز استان 20 تن کود رایگان بدهد، هزینه تبلیغاتی کمتر از 200 میلیون بود که به نظر برای جذب بازارفروش، خیلی راهگشاتر از سرمایه گذاری در تیم اسکی بود !!!

در ایام رونق شرکت و جذب سرمایه، هرکس به عنوان مشتری برای خرید کود با شرکت تماس می گرفت جواب سربالا می شنید. گویا  بزرگترین تولید کننده کود آلی کشور را اصلاً نیاز به بزرگترین شبکه فروش نیست! شرکت فقط  با مطرح کردن ایجاد کارخانه پاستوریزه کود، هیدرولیز کرم و صادرات به کشورهای همسایه، سعی در فریب سرمایه گذاران را داشت و در واقع حتی فروش کود به شهرداری زنجان هم برایش دست نیافتنی بود.

در چنین شرایطی که این همه اهمال و سهل انگاری (با نگاه مثبت و خوشبینانه) از سوی مدیریت مجموعه منجر به عدم اجرای تعهدات و ایجاد بدهی کلان و ورشکستگی شرکت شده است چه باید کرد؟؟؟

نمی­ توان از حق گذشت و منکر شد که کاری که آقای شریفی برای درگیر کردن این همه نیرو و تولید ورمی کمپوست در کشور در عرض دو سال انجام داد بی نظیر بود. چنین کاری را شاید ارگان های چالاک تر در 5 سال انجام می دادند.  اما وزارت جهاد کشاورزی در ده سال هم نمی توانست انجام دهد.  از طرفی همگان بر مثبت بودن این حرکت و اصل تولید، اتفاق نظر دارند. کار را مفید و مطلوب و ملی قلمداد می کنند. همینطور حضور پررنگ نهاد هایی چون بسیج و سپاه دراین کار، نشان از جدیت برای ادامه کار است.

آقای شریفی باید بپذیرد که با نهادها همکاری کند و در ازای سوء مدیریتی که داشته و بحرانی که آفریده با سهم کمتر کنار آید. در این صورت شاید ارگانها سرمایه ای را به شرکت تزریق کرده و کار را ادامه خواهند داد. در این صورت نمایندگی های شریفی کارگزار مثلا بسیج خواهند شد بالای 70 درصد مالباختگان طبق نظر سنجی ادامه همکاری می‌دهند. مابقی هم می توانند اولویت بندی شوند تا افراد جدیدی که خواهان همکاری هستند جایگزینشان شوند و آنها پول خود را دریافت کنند.

چه بسا چنین تصمیمی قبلاً و همان زمان که زمزمه هایی از حضور ارگان ها بود اتخاذ شده باشد، اما بر سر جزئیات به توافق نرسیده اند و هر کدام سهم بیشتری را مطالبه کرده اند. شاید در نتیجه این کشمکش ها باشد که مردم، مالباخته و حیران می شوند. چه افرادی که سکته می کنند و چه خانواده هایی که متلاشی می شوند. چه آبرو ها که ریخته می شود و چه اعتبارها که زایل می گردد.

حضور بسیج  یا هر ارگان دیگری برای مردم می تواند مغتنم باشد و برای شریفی راه نجات. البته اگر از در انصاف وارد گردند و عزمی بسیجی وار کنند و عینک دادگری بر چشم زنند. در غیر اینصورت می توانند رندانه به کناری بنشینند و رقیب مال مردم گردند. شرکت شریفی به کل نابود شود، بسیاری از مردم به روزگار سیاه و تباهی کشیده شوند و در عوض ده هزار تن کرم به قیمت مفت خری به بازار بیاید و سفره ای برای رندان فرصت طلب باز شود.

به نظر نگارنده مالباختگان باید این استراتژی را دنبال کنند که توافقات ادامه همکاری بین شرکت و بسیج یا حتی خود جهاد کشاورزی یا هر ارگان دیگری که توان مدیریت ملی دارد، اتفاق بیفتد در غیر اینصورت باید منتظر بشینیم تا آقای شریفی 20 تن کود به شهرداری زنجان بفروشد که این یعنی هیچ.

نویسنده : مال باخته : ٩:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ دی ،۱۳٩٢
Comments نظرات () لینک دائم